سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

45

قواعد السلاطين ( فارسى )

تاب ظهور مىفروزد ، و مسافر گرم رو باشد كه چون از جزيرهء محيط ، قدم بر مركب بسيط ابر گذارد ، به يك دم بيابان هوا را قطع كند و خود را به شهرستان افلاك رساند ، و چون در فصل نيسان باديهء هوا بپيمايد ، چون سالكان در صومعهء حوصلهء صدف درآيد تا قطرهء هستى خود را ثمينى ساخته بر تارك سلاطين نشيند . پس اگر اهل معاملات نباشند و اصحاب حرفه نبوند ، سلاطين تاج [ 14 ] افتخار به سر ننهند . چهارم : زارعين كه مانند خاك گرديده كه آن افكندهء بارگاه صنعت و مايدهء بارگاه خلقت ، ابر بهارى به روزگارش گريسته ، لالهء نوروزى را دل بر احوالش سوخته باشد از وفور زحمات ؛ و اگر ايشان يافت نگردد ، زراعت به حصول نپيوندد . پس چون هريك از اين اركان چهارگانه بر ديگرى غالب شود و دست تعدّى گشايد ، موجب تباهى مزاج گردد و ويرانى مملكت بحصول پيوندد و از سلسلهء انتظام اسقاط يابد . پنجم : علما و فضلا و اتقيا كه ازيشان ارشاد خلق به منهاج مستقيم و اتّصال به حق و اعلام دين مبين و سنن خير المرسلين - صلّى اللّه عليه و آله أجمعين - عزّ صدور مىيابد ، و ايشان به منزلهء ارواحند نسبت به اجساد ، كه ابدان سلطنت به آن چهار فرقه تحقّق پذيرفته ، و چنانچه حيات بدن مركّب از عناصر اربعه تعلّق به روح يافته نسبت به انسان ، كه اگر حيات وقوع نيابد ، انسان صدور نپذيرد ، همچنين هرگاه علما وجود نيابند كه تنبيه غافلين و ارشاد ضالّين از ايشان به وقوع رسد ، موجب هلاكت ابدى كافّهء مكلّفين گردد ؛ چنانچه در مدح اين فرقه ، اخبار متكثّره صدور يافته كه ذكر آن در اين مختصر گنجايش ندارد و از سر مطلب بازمىدارد . پس پادشاهان كه ظلّ اللّه‌اند ، بايد كه علما را ترقّى فرمايند كه موجب استقامت دين مبين و انتظام ملّت سيّد المرسلين گردد . و نيز بر ساير فرق كه به منزلهء اركان اربعه‌اند ، به عدالت و دادگسترى سلوك نمايند كه موجب استقامت و تشييد امور مملكت بوده ، همگى به دعاى خير به جهت ذات با بركات همايون اعلى اشتغال